سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : سیدروح الله مؤید
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
قالب شعر : قصیده

چنان لبریز از علم است لب‌های سخندانش            که انگشت فقاهت می‌مَکد طفل دبستانش

بنازم قـدرت علـمی "قال الصادق" او را            که در دنیا تمام فرقه‌ها هستند خواهانش


عجب زیبا شناساند به عالَم، خَلقِ خلقت را            مفصّل گفته توحیدِ مُفضّل شرحِ عرفانش

چنان تصویرسازی کرده از آرایش افلاک            که گویا هست گـردنبد دنیا در گـریبانش

میان آن همه شاگردِ پای درسِ خود، مولا            کسی می‌خواست تا افشا کند اسرار پنهانش

خداوندا چه بود آیا ملاک حضرت صادق؟            که می‌شد نوجوانی چون هشام آرامش جانش

هشامی که به زانو آورد در بصره مفتی را            هشامی که تجلی می‌کند منطق ز برهانش

سخن از چشم و گوش آرد به اثبات ولی الله            کند مغلوب هر کس را به نور عقل و وجدانش

چنان زیبا که بر لب‌های مولا خنده می‌کآرد            چنان زیبا که منبرها شود تعریفِ جریانش

بعید اصلاً نباشد این چنین غواص هشیاری            در آن کشتی که دست حجت الله است سکانش

جهان یک روز خواهد شد کلاس حضرت صادق            کلاسی که شود عدل و عدالت، درس و عنوانش

مسیح و خضر و ادریس‌اند استادان آن مکتب            همان مکتب که دست حضرت مهدی‌ست بنیانش

بگو با دشمن قرآن که هر جنگی به پا گردد            یقین هستند یاران عـلی، پـیروز میدانش

بگو با قوم صهیون رو به اتمام است کار تو            بترس از وعده‌های صادق اسلام و ایرانش

ظهور یار نزدیک است؛ عطر سیب می‌آید            کفن پوشند و جان بر دست، یاران خراسانش

به زودی در بقیع‌اش اشک می‌ریزیم با مهدی            به یاد آن مصیبت‌ها که شد یک باره مهمانش

شکـسته حرمت شیخ الائمه! آه و واویلا            امان از ظلم منصور و جسارت‌های اَعوانش

پیاده، بی عبا در خلوت شب می‌برند او را            چه می‌خواهند این قوم سراپا مست از جانش؟!

درِ آتش زده او را به یاد مادرش انداخت            پریشان بود مادر نیز از حال پریـشانش

اگر چه از جفای دشمنان مسموم شد امّا            مدینه سر به سر غم بود در شام غریبانش

فدای آن تن پاکی که بعد از قتل و غارت‌ها            میان آفتاب و خون، رها کردند عریانش

فدای خواهری گردم که می‌بیند برادر را            به روی نیزه‌ها بنشسته و بشکسته دندانش

فدای مادری گردم که با یاد علی اصغر            شده در خاطراتش باز هم گهواره جنبانش

نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و همچنین عدم رعایت توصیه‌های علما و مراجع حذف شد، در بحث غارت معجرها دو نکته مهم باید مورد توجه قرار بگیرد ۱ـ موضوع غارت معجر بر فرض بر اینکه صورت گرفته باشد با آنچه متاسفانه بصورت عام در اشعار آورده می‌شود بسیار متفاوت است، لازم است بدانیم در عرب آن زمان قسمتی از حجاب زنان (معجر)، پارچه‌ای بوده که در مقابل صورت قرار می‌گرفته و این جزء حجاب بوده است؛ همچنان‌که هم اکنون نیز در عراق، عربستان و بسیاری از کشورهای اسلامی این‌گونه حجاب دارند، از این‌رو حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در خطبه‌اشان در مجلس یزید فرمودند: وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ؛ دختران سول خدا را با صورت باز، شهر به شهر در معرض دید مردم قرار دادی! لذا آنچه در غارت معجرها مطرح است حذف این روبند صورت‌ها بوده است نه اینکه نعوذ بالله اهل بیت کشف حجاب شده‌اند همچنان که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هم بر همین موضوع اشاره می‌کنند که خود این نیز مصیبت بسیار بزرگ و دردناکی است ۲ـ گفتن و یادآوری غارت معجرها حتی در حد همان روبند صورت شایسته و سزوار اهل بیت نیست!!!  آیا اگر خود ما روزی ناموسمان به هر دلیلی همچون باد و... برای لحظاتی نتوانند حجاب خود را حفظ کنند آیا دوست داریم که یکسره به ما متذکر شوند که در فلان روز چادر خواهر، مادر و یا همسرمان را باد برده و ....  آیا ما از تکرار این حرف ناراحت نمی‌شویم؟؟ پس به هیچ وجه شایسته نیست این فاجعۀ تلخ را حتی بر فرض صحت آن بازگو و تکرار کنیم!!!



فدای دختری گردم که در دیـدار بابایش            شکایت دارد از بی معجری با چشم گریانش